2. لاتيني‌. اخترشناس انگليسي راجر هرفُردي رساله‌اي به نام درباب فلزات نوشت‌. رساله‌ٴ منسوب به آلن ليلي به نام رساله‌ٴ آلن در باب حجرالفلاسفه‌ٴ مجعول است‌.
تا آن‌جا كه مي‌دانم تقطير الكل در اواسط سده‌ٴ دوازدهم‌، به‌وسيله‌ٴ داروگران سالرنويي صورت‌ گرفت‌. ممكن است كشف آن قديمي‌تر باشد ــ مثلاً توسط مسلمانان‌، ولي دليلي در دست‌ نداريم‌. قديمي‌ترين اشاره به تقطير در رساله‌ٴ ماگيستر سالرنوس ديده مي‌شود ــ او در حدود 1135 ـ 1160 برآمد.

3. انتقال چيني‌سازي از چين به مغرب‌. چيني‌سازي احتمالاً پيش از نيمه‌ٴ سده‌ٴ نهم‌، و شايد مدت‌ها پيش از آن‌، در چين ابداع شد. در خاور نزديك اول بار وقتي خبر آن را مي‌شنويم كه‌ صلاح‌الدين چهل قطعه از آن را به فرمانرواي ديگري هديه مي‌كند. اين گواه ادامه‌ٴ مبادله‌هاي‌ فرهنگي ميان چين و مغرب است‌.

ط . جغرافيا

1. مسلمانان غربي‌. ادريسي‌، بزرگ‌ترين جغرافيدان و نقشه‌نگار قرون وسطا، در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم برآمد، ولي بيشتر فعاليتش در نيمه‌ٴ دوم‌، صورت گرفت‌. او اهل اسپانيا بود. در اين سوي‌ جبل‌طارق در سبته متولد شد، و در قرطبه تحصيل كرد، ولي سراسر حيات علمي خود را در پالرمو و در ظل حمايت روجر دوم و ويليام اول گذراند. كتاب‌الروجاري [كتاب روجار] كه در 1154، به‌اتمام رسيد مشروح‌ترين توصيف جهان در قرون وسطا، بود. بر اثر اين كه حامي‌ ادريسي مسيحي بود، كتاب‌الروجاري به قلمرو اسلامي قناعت نكرده‌، بلكه شامل توصيف تمام‌ ربع مسكون است‌. ادريسي كتاب جغرافياي ديگري براي ويليام اول تأليف كرد كه حتي مفصل‌تر از اولي بود، ولي يكباره مفقود شده است‌؛ جز اين كه كتاب ناشناسي به نام روض‌الفرج مربوط به‌ سال 1192، ممكن است خلاصه يا نسخه‌ٴ ناقصي از آن باشد. كتاب‌الروجاري توصيف‌ جغرافيايي به مفهوم وسيع كلمه است‌، و نه‌فقط موضوع‌هاي جغرافيا، بسياري ملاحظات ديگر از قبيل تاريخ طبيعي‌، طب و غيره را هم شامل است‌.
جغرافي‌دان بزرگ ديگري به نام مازني‌، كه از معاصران ادريسي بود، پيش از او زاده شد و سه‌ سال پس از وي‌، درگذشت‌. او بيشتر نويسنده‌ٴ عجايب‌المخلوقات به‌مفهوم قديم عربي آن بودتا يك جغرافيدان اصولي‌، با اين حال اطلاعاتي به‌دست مي‌دهد كه به‌نحو ديگري دسترس‌پذير نيست‌. مثلاً او به ناحيه‌ٴ ولگا و به مجارستان سفر كرد، و در ناحيه‌ٴ ولگا شاهد دادوستد سنگواره‌ٴ استخوان‌ها (يا عاج‌؟) بود. مازني از غرناطه برخاست و بيش از سي و پنج‌سال ، در اسپانيا به‌سر برد؛ ولي پس از سال‌ها سياحت در خاور نزديك مقيم شد ــ انساني چنان بي‌قرار ممكن بود در هر جا اقامت كند ــ و سرانجام در دمشق وفات يافت‌.